حسنعلى خان افشار

42

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

مىآورد و موقعيت و قدرت آنها را اين‌گونه توصيف مىنمايد : طايفهء سگوند بيش از ساير طوايف براى دولت مركزى ايجاد مزاحمت مىكند . اينان با اتكا به قدرت خود چند ماه در مقابل قواى دولتى مقاومت كردند و دو رژيمان نظامى با دشوارى موفق شد خراج ساليانهء دولت را از اين طايفه وصول كند . سگوندها فعلا در حدود سى صد نفر سوار بسيج مىكنند كه جزو ابواب جمعى على خان به حساب مىآيند « 1 » . بىشك ، سگوندها تا روزگار شاه مرد و نبرد با خانلر ميرزا اين توان جنگى را نگه داشتند . چنان‌كه برمىآيد برخورد اردشير ميرزا با آنها گسترده و چشمگير نيست و از اين رو گزارش آنان در نوشته‌هاى وقايع‌نگاران رسمى بازتاب دامنه‌دارى ندارد . با نگاهى به يك سال و نيم حكومت اردشير ميرزا در خرم‌آباد - شوال 1265 / شهريور 1228 ، ربيع الثانى 1267 / بهمن 1229 - و نيز با درنظر گرفتن مدت ماندن ايلات در سردسيرهاى لرستان به اين نتيجه مىرسيم كه او در سراسر حكومتش تنها به مدت شش ماه با ايل‌هاى لرستان برخورد داشته است كه براى پديد آمدن درگيرىهاى بزرگ زمان اندكى است . از سوى ديگر در فاصلهء ميان شهريور 1228 تا بهار 1229 كه ايل به گرمسير رفته بود ، شاهزاده فرصت كافى داشت تا قدرت خود را در خرم‌آباد به خوبى استقرار بخشد . از اين‌رو كوچ‌نشينان نيز مايل نبودند خود را با قدرتى استقرار يافته درگير سازند . گذشته از اين شخصيت شاعر مسلك اردشير ميرزا ، « 2 » رابطه او با سهام الدوله و لشگركشى آنها به بهبهان براى سركوبى آخرين حلقه از شاهك‌هاى مستقل خوزستان - سيد قوام الدين طباطبا - نيز عواملى بودند كه به موجب آنها شاهزاده به درگيرى با طايفه‌هاى لرستانى تمايل چندانى نداشت . اين سودجويى دوسويه سبب شد تا براى مدت كوتاهى هم كه شده ، آرامشى نسبى در لرستان پديد آيد . اين است كه حسنعلى خان افشار هنگام گذرش از ميان طايفه‌هاى جودكى و سگوند ، در ميانكوه و

--> ( 1 ) . لايارد ، سراوستن هنرى ، . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 30 . ( 2 ) . نك : اعتماد السلطنه ، الماثر و الاثار ، ج 2 ، ص 576 . و نك : ص 177 يادداشت 20 .